خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های عربی و منطقه ای
العربیه در مقاله ای به افزایش تنش میان آمریکا و ایران پس از بنبست مذاکرات و رد ضمنی پیشنهاد جدید تهران پرداخت و نوشت: پس از جنگی حدود ۴۰ روزه، ایران بستن تنگه هرمز را بهعنوان اهرم فشار بهکار گرفت، در حالیکه آمریکا با اعمال محاصره دریایی گسترده، فشار اقتصادی شدیدی ایجاد کرد.
تنگه هرمز همچنان کانون بحران است. ایران خواهان رفع محاصره و بازگشایی تنگه بهعنوان پیششرط مذاکره است، اما واشنگتن این شروط را، بهویژه درخواستهایی مانند خروج نیروهای آمریکایی و پرداخت غرامت، غیرواقعی میداند. این اختلاف نشاندهنده شکاف عمیق در رویکرد دو طرف است.
در داخل ایران، نقش محوری سپاه و حساسیت موضوعاتی مانند برنامه هستهای و موشکی، هرگونه مصالحه را دشوار کرده است. همزمان، فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، تصمیمگیری را پیچیدهتر میکند. در آمریکا نیز ملاحظات داخلی و افکار عمومی مانع از تمایل به جنگی طولانی است، هرچند سیاست «فشار حداکثری» ادامه دارد.
سناریوهای پیشرو شامل تداوم وضعیت فعلی با تنش محدود یا خطر درگیری مستقیم است که میتواند گسترش یابد. هرگونه اختلال در تنگه هرمز نیز بازار انرژی جهانی را متاثر میکند. در مجموع، منطقه میان بازگشت به مذاکره یا ورود به مرحلهای پرهزینهتر از تنش قرار دارد.
المیادین در مقاله ای سخنرانی رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، آیت الله مجتبی خامنه ای را «خطاب پیروزی» توصیف میکند که با لحنی مطمئن و بر پایه تحولات میدانی، بهویژه در اصفهان و جبهههای منطقه، بیان شده است. نویسنده معتقد است جنگ اخیر فراتر از مسئله هستهای بوده و به بحران ساختاری امپریالیسم، بهویژه آمریکا، و تلاش آن برای حفظ سلطه بر مناطق راهبردی مرتبط است. به باور او، این درگیری نشاندهنده تغییر موازنه قدرت جهانی و تضعیف نقش غرب، بهخصوص اروپا، و تقویت نقش ایران، چین و روسیه است.
در این مقاله تأکید شده است که خلیج فارس دیگر بهطور کامل در اختیار غرب نیست و ایران به بازیگری کلیدی در معادلات انرژی و امنیت منطقه تبدیل شده است. همچنین، این تحولات بهعنوان نقطه عطفی مشابه نظم پس از جنگ جهانی دوم (یالتا) توصیف میشود، با این تفاوت که اکنون ایران نیز در کنار قدرتهای بزرگ قرار گرفته است.
نویسنده از غیبت جهان عرب در این معادلات انتقاد کرده، اما فرصت بهرهبرداری از این تغییرات را برای آنها ممکن میداند. در بخش پایانی، عملکرد حزبالله و مقاومت فلسطین بهعنوان نمونهای کمسابقه از پایداری نظامی و سیاسی ستوده شده و آن را عاملی در شکست طرحهای اسرائیل و تغییر معادلات لبنان معرفی میکند.
الجزیره در مقاله ای به بررسی تناقضها و پیامدهای سیاست انرژی دونالد ترامپ در شرایط بحران نفتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز میپردازد و توضیح می دهد که چگونه شعار انتخاباتی او به یک تله سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است.
نویسنده تأکید می کند که افزایش صادرات نفت آمریکا در نتیجه اختلال در عرضه جهانی، در ظاهر نشانهای از «سلطه انرژی» آمریکا است؛ اما این وضعیت در عمل پیامدهای منفی داخلی دارد. ترامپ از یکسو با شعار «حفاری کن عزیزم» به دنبال افزایش تولید نفت بود، اما از سوی دیگر وعده کاهش قیمت انرژی برای مصرفکنندگان را داده بود—دو هدفی که در شرایط فعلی با یکدیگر در تضاد قرار گرفتهاند. افزایش قیمت جهانی نفت به نفع تولیدکنندگان آمریکایی تمام نشده، زیرا بسیاری از آنها از قبل با قراردادهای آتی قیمت تولید خود را تثبیت کردهاند و نمیتوانند فوراً از قیمتهای بالا بهرهمند شوند. در مقابل، پالایشگاهها سود بیشتری کسب کردهاند، در حالی که مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش شدید قیمت بنزین مواجه شدهاند. این موضوع نشان میدهد که بار اصلی بحران بر دوش مردم عادی افتاده است، نه تولیدکنندگان.
از نظر سیاسی، ترامپ در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. او نمیخواهد با مداخله نظامی در خلیج فارس هزینههای انسانی و نظامی بدهد، اما در عین حال قادر به کنترل افزایش قیمتها نیز نیست. همچنین، محدود کردن صادرات نفت برای کاهش قیمت داخلی، با شعار «سلطه انرژی» و انتقادات قبلی جمهوریخواهان از سیاستهای مشابه در تضاد است.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که بازار نفت ذاتاً جهانی است و آمریکا نمیتواند خود را از پیامدهای آن جدا کند. سیاستهای ترامپ نهتنها مزیت قابلتوجهی برای اقتصاد آمریکا ایجاد نکرده، بلکه او را در تناقضی گرفتار کرده که هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی به ضررش تمام میشود.
وبسایت عربی ۲۱ در مقاله ای به بررسی روشهای دور زدن محاصره دریایی توسط نفتکشها، بهویژه در شرایط تحریم، پرداخته و نوشت: با وجود استفاده آمریکا از ابزارهایی مانند رادار، پهپاد و تصاویر ماهوارهای برای نظارت بر دریا، برخی کشتیها همچنان موفق به فرار و رسیدن به مقصد میشوند.
مهمترین ابزار این فرار «ناوگان سایه» است؛ شبکهای از نفتکشهای قدیمی با مالکیتهای مبهم و ثبتشده در کشورهای مختلف، که برای حمل نفت تحریمی استفاده میشوند. این ناوگان حدود ۱۸٪ ظرفیت جهانی نفتکشها را شامل شده و نقش مهمی در صادرات نفت کشورهای تحت تحریم دارد.
این کشتیها از تاکتیکهایی مانند خاموش کردن سیستم شناسایی خودکار (AIS)، ارسال اطلاعات جعلی، تغییر پرچم و هویت، و انتقال محموله در دریا استفاده میکنند. همچنین مسیرهای غیرقابل پیشبینی و استفاده از شرایط جوی نامساعد به پنهانکاری کمک میکند.
از سوی دیگر، استفاده از بنادر واسطه و دستکاری اسناد تجاری، منشأ واقعی کالا را پنهان میکند. در مقابل، نهادهای نظارتی با تحلیل دادههای ماهوارهای، هوش مصنوعی و بررسی رفتارهای غیرعادی کشتیها تلاش میکنند این فعالیتها را شناسایی کنند، هرچند این رقابت همچنان ادامه دارد.
روزنامه سعودی الشرق الاوسط در مقاله ای به فشار آمریکا برای کشاندن لبنان به سوی عادیسازی روابط با اسرائیل از طریق مذاکره مستقیم و بدون پیششرط یا تضمین پرداخته و نوشت: در حالی که اسرائیل همزمان به حملات، تخریب و کشتار ادامه داده، هیچ نشانهای از حسن نیت دیده نمیشود. در داخل لبنان دو دیدگاه شکل گرفته است: گروهی مذاکره را تنها گزینه ممکن میدانند، با استناد به نابرابری قدرت و نقش آمریکا بهعنوان میانجی؛ در مقابل، گروه دیگر این روند را تحمیل برتری اسرائیل و واگذاری امتیازات اساسی لبنان تلقی میکند.
نویسنده با مقایسه وضعیت کنونی با سال ۱۹۸۲، زمانی که اسرائیل لبنان را اشغال کرد و توافق ۱۷ مه شکل گرفت، توضیح میدهد که هرچند برخی اهداف اسرائیل و آمریکا محقق شد، اما به دلیل ساختار چندطایفهای لبنان و مخالفت داخلی، این پروژه در بلندمدت شکست خورد. عوامل منطقهای مانند نقش سوریه و واکنش گروههای مختلف لبنانی نیز در تغییر معادلات مؤثر بودند.
در نهایت، مقاله هشدار میدهد که تکرار اشتباهات گذشته میتواند پیامدهای خطرناکی از جمله بیثباتی داخلی، تشدید درگیریهای منطقهای و تضعیف همبستگی عربی را به همراه داشته باشد.
المیادین در مقاله ای بر ضرورت شکلگیری یک نظام منطقهای جدید در غرب آسیا تأکید کرد و نوشت: ابن نظم باید به شکلی باشد که بهجای تفرقه و سلطه خارجی، بر همکاری، همگرایی و منافع مشترک میان ملتهای منطقه استوار باشد. میراث تقسیمات استعماری پس از جنگ جهانی اول، همچنان عامل اصلی بیثباتی است و اکنون با تضعیف نفوذ غرب، فرصتی تاریخی برای بازسازی نظم بومی فراهم شده است.
چهار ملت اصلی منطقه (ایرانیان، ترکها، عربها و کردها) با وجود اشتراکات عمیق فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، فاقد یک چشمانداز مشترک سیاسی هستند. موانعی مانند رقابتهای منطقهای، ساختار دولت-ملتهای موجود و دخالت خارجی، مانع تحقق این پروژه شدهاند.
این مقاله پنج پایه برای یک پروژه فرهنگی مشترک پیشنهاد میدهد: چندزبانی و تبادل فرهنگی، دین بهعنوان عنصر وحدتبخش نه انحصاری، بازخوانی تاریخ مشترک، همگرایی اقتصادی و ایجاد نظام امنیت جمعی مستقل از قدرتهای خارجی.
بهعنوان الگو، منطقه شام و بینالنهرین بهدلیل تنوع قومی و موقعیت راهبردی معرفی میشود. همچنین، راهحل در رهبری جمعی میان قدرتهای منطقهای مانند ایران، ترکیه، مصر و عربستان دیده میشود، نه یک قدرت واحد.
در نهایت، نویسنده تأکید میکند که تحقق این چشمانداز نیازمند گفتوگو، پروژههای مشترک و اراده سیاسی است؛ فرصتی که اگر از دست برود، ممکن است دوباره تکرار نشود.
بخش انگلیسی وبسایت شبکه الجزیره در یادداشتی با تیتر «سرمایهگذاری بیشتر منابع عربی در ائتلاف با آمریکا منطقی نیست» استدلال میکند که سرمایهگذاری بیشتر کشورهای عربی در اتحاد امنیتی با آمریکا دیگر منطقی نیست، زیرا واشنگتن در نهایت همیشه اسرائیل را بر منافع عربی ترجیح میدهد.
نویسنده با اشاره به جنگ جاری آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران توضیح میدهد که این درگیری نشان داده اتحاد با آمریکا نهتنها امنیت کشورهای عربی را تضمین نمیکند، بلکه آنها را در معرض خطرات مستقیم قرار میدهد. بهویژه، حضور پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی میتواند آنها را به اهداف بالقوه در صورت تشدید جنگ تبدیل کند.
در این چارچوب، تحلیل تأکید دارد که کشورهای عربی طی دههها منابع مالی و نظامی عظیمی را صرف این اتحاد کردهاند، بدون اینکه به استقلال راهبردی واقعی دست یابند. از نگاه نویسنده، این وابستگی باعث شده تصمیمات امنیتی منطقه عملاً تابع سیاستهای آمریکا و اسرائیل باشد، نه منافع بومی.
راهحل پیشنهادی نگارنده حرکت به سمت همگرایی و همکاری درونمنطقهای عربی است و معتقد است تنها از طریق ایجاد یک ساختار امنیتی مستقل و کاهش اتکا به قدرتهای خارجی میتوان ثبات پایدار ایجاد کرد.
جمعبندی مقاله این است که جنگ اخیر یک نقطه عطف است: یا کشورهای عربی مسیر وابستگی به آمریکا را ادامه میدهند، یا به سمت استقلال راهبردی و نظم امنیتی منطقهای جدید حرکت میکنند.
رسانههای چین و روسیه
وبسایت شبکه خبری «راشاتودی» روسیه در گزارشی تحلیلی با عنوان «ایران چگونه پایگاههای آمریکا در خاورمیانه را هدف قرار داد» نوشت: در این عملیات، ایران از ترکیبی از موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی استفاده کرده و چندین پایگاه کلیدی آمریکا را در منطقه هدف قرار داد.
از جمله مهمترین این پایگاهها میتوان به پایگاه عینالاسد در عراق، پایگاه اربیل در اقلیم کردستان عراق، پایگاه هوایی العدید در قطر و پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی اشاره کرد. این حملات بهصورت همزمان و در گسترهای وسیع انجام شدهاند که نشاندهنده برنامهریزی دقیق و توان عملیاتی بالای ایران است بر اساس گزارش، این حملات خسارات قابلتوجهی به زیرساختهای نظامی آمریکا وارد کرده و برخی تجهیزات حیاتی از جمله سامانههای راداری، باندهای پروازی و مراکز ارتباطی آسیب دیدهاند. همچنین گزارشهایی از تلفات انسانی، شامل کشته و زخمی شدن نیروهای آمریکایی، منتشر شده است، هرچند آمار دقیق آن بهطور رسمی تأیید نشده است.
یکی از نکات مهم مطرحشده، چالشهای سامانههای پدافندی آمریکا در مقابله با حجم بالای حملات موشکی و پهپادی است. بهرغم استقرار سامانههای پیشرفته دفاع هوایی، برخی حملات موفق به عبور از این سامانهها شدهاند که نگرانیهایی درباره کارایی آنها ایجاد کرده است.
در نهایت، تحلیل گزارش نشان میدهد که این درگیری میتواند پیامدهای گستردهتری برای امنیت منطقه داشته باشد و خطر گسترش جنگ به سایر کشورهای خاورمیانه را افزایش دهد. این وضعیت، موازنه قدرت و ثبات منطقهای را با عدم قطعیت بیشتری مواجه کرده است.
خبرگزاری «تاس» روسیه در گزارشی نوشت: افزایش تنشها در خاورمیانه و تحولات مرتبط با ایران، بهتدریج اثرات اقتصادی خود را بر بازارهای اروپایی نیز نشان داده است.
بر اساس گزارشی که روزنامه فرانسوی لوپاریزین با استناد به کنفدراسیون کسبوکارهای کوچک بخش ساختوساز (CAPEB) منتشر کرده، قیمت مصالح ساختمانی در فرانسه بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
این افزایش قیمت عمدتاً ناشی از رشد بهای سوخت مورد استفاده در فرآیند تولید و همچنین اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی است؛ موضوعی که بهدلیل افزایش هزینههای حملونقل تشدید شده است. در همین راستا، بیش از ۶۰ درصد شرکتهای کوچک فعال در حوزه تعمیرات ساختمانی اعلام کردهاند که از سوی تأمینکنندگان خود اطلاعیه افزایش تعرفه دریافت کردهاند.
بر اساس این گزارش، قیمت برخی اقلام تا ۲۰ درصد افزایش یافته که بیشترین رشد مربوط به موادی همچون چوب، بتن، مس، روی، رنگها، لاکها و برخی عایقهای حرارتی بوده است. در این میان، بیشترین جهش قیمتی به محصولات پلاستیکی و قیر اختصاص دارد. این تحولات نشان میدهد که پیامدهای بحرانهای ژئوپلیتیک، بهویژه در خاورمیانه، تنها به حوزه امنیتی محدود نبوده و بهسرعت به بخشهای اقتصادی و معیشتی در کشورهای اروپایی نیز سرایت میکند.
رسانههای رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی، افزایش بیش از ۲ برابری جمعیت بیکاران رژیم صهیونیستی را نتیجه جنگ علیه ایران عنوان کرد.
تارنمای صهیونیستی «اسرائیل نیوز» در گزارشی به نقل از دادههای «خدمات اشتغال» کابینه رژیم صهیونیستی از بیش از دو برابر شدن تعداد جویندگان کار در مارس ۲۰۲۶ خبر داد.
این رسانه صهیونیستی نوشت: تعداد جویندگان کار در سرزمینهای اشغالی به بیش از ۳۹۶ هزار نفر رسید؛ رقمی که ۲.۵ برابر ماه قبل است.
اسرائیل نیوز افزود: جنگ علیه ایران ضربهای عمیق به اقتصاد وارد کرد و بازار کار را دچار شوک شدید ساخت. طبق گزارش منتشرشده، تعداد بیکاران از جنگ ۱۲ روزه که در آن ۳۳۲ هزار نفر بیکار شدند نیز بیشتر است.
این رسانه صهیونیستی افزود: بعد از جنگ علیه ایران، بزرگترین تغییر در نسبت فرصتهای شغلی به جویندگان کار مشاهده شد. در فوریه بازار فشرده تلقی میشد (تقریباً یک شغل برای هر متقاضی)، اما در ماه مارس این نسبت به ۰.۳۲ کاهش یافت؛ یعنی برای هر ۱۰ نفر جویای کار، تنها ۳ موقعیت شغلی وجود دارد.
اسرائیل نیوز به افزایش بیکاری در مناطق صهیونیست نشین سرزمین های اشغالی نیز اشاره کرد و افزود: برای نخستین بار در سالهای اخیر، شهرهای عربنشین صدر جدول بیکاری را از دست داده و شهرهای حریدی جایگزین آنها شدهاند.
یک رسانه صهیونیستی با اشاره به تسلیم نشدن تهران در مقابل زیادهخواهیهای واشنگتن نوشت رئیس جمهوری آمریکا از سرسختی ایران خشمگین است. هاآرتص در گزارشی نوشت: در حالی که چهار هفته از آغاز آتشبس میان دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و ایران میگذرد و مذاکرات به هیچ پیشرفتی نرسیده، ناامیدی واشنگتن از امتناع تهران برای توقف غنیسازی اورانیوم در حال افزایش است.
این رسانه چاپ تل آویو به ادامه درگیریها در لبنان و افزایش تلاش آمریکا برای تحریم ایران اشاره کرد و افزود: در حالی که جنگ در منطقه خلیج فارس وارد سومین ماه خود میشود، دوره انتظار همچنان ادامه دارد. در واقع، روز یکشنبه چهار هفته از تصمیم واشنگتن برای اجرای آتشبس در جنگ علیه ایران میگذرد.
روزنامه صهیونیستی اسرائیل هیوم نیز نوشت: جنگ علیه ایران پیامدهای دشواری برای متحدان آمریکا در منطقه دارد و واشنگتن دنبال ازسرگیری اقدام نظامی نیست. در حالی که واشنگتن روی فروپاشی نظام ایران حساب باز کرده، تهران در موضوع هستهای کوتاه نمیآید.
اسرائیل هیوم در گزارشی نوشت: در حالی که واشنگتن روی فروپاشی داخلی نظام ایران حساب باز کرده، تهران در موضوع هستهای کوتاه نمیآید. این رسانه صهیونیستی افزود: ادامه محاصره و تشدید تحریمها قرار نیست با ازسرگیری حملات نظامی همراه باشد. ترامپ در حال پیشبرد یک جنگ اقتصادی شدید است.
اسرائیل هیوم نوشت: رئیسجمهور آمریکا حملات را از سر نگرفته، زیرا جنگ پیامدهای دشواری برای متحدان واشنگتن، از جمله تل آویو و کشورهای خلیج فارس دارد.
این رسانه صهیونیستی افزود: از نگاه ترامپ، جنگ نظامی پایان یافته، اما نبرد به شکل دیگری ادامه دارد. در کشورهای خلیج فارس نیز این پیام درک شد و امارات متحده عربی و قطر از سرگیری کامل پروازهای خود را اعلام کردند.
۲۳:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳


نظر شما